وب سایت شخصی مرتضي شجاري



تحصيل علم: وظيفه ­ای که هيچ ­گاه از گردن آدمی ساقط نمی ­شود

از کتاب «انسان در حکمت صدرایی، ص 146-145:

ملاصدرا انسان را «مجمع البحرين» مي‌داند؛ يعني آدمي در ابتداي فطرت، نهايت عالَم اجسام، و بدايتِ عالَم عقلي است. به تعبير ديگر، آدمي حد جامع و برزخ ميان اين دو بحر (دريا)، يعني جسمانيات و روحانيات است. ذات انسان در اين عالَم، مبدأ قواي جسماني و به‌کارگيرنده آلات احساسي و تحريکي است؛ آلاتي که به‌واسطه آنها مي‌تواند به تمام کمالات جسماني برسد. اما ذات انسان نسبت به عالَم عقلي، قوه صِرف است؛ مانند نسبت بذر به ميوه.[1]

آنچه آدمي در ابتدا به‌ صورت بالقوه دارد، با کسب علم و معرفت به فعليت مي‌رسد. ازاين‌رو ملاصدرا تحصيل علم را وظيفه‌اي مي‌داند که هيچ‌گاه از گردن آدمي ساقط نمي‌شود؛ زيرا طبيعت علم، معناي واحد و مشکّکي است که حد و مرز ندارد و انسان ـ به‌خصوص اگر عاقل و باهوش باشد ـ پياپي از مرتبه‌اي به مرتبه ديگر منتقل مي‌شود. او هرگاه به مرتبه‌اي از کمال رسد، مانند کودکي است که بالغ شده و بايد دانش‌هايي را فراگيرد که پيش‌تر امکان فراگيري آنها را نداشته است.[2]

تعبير ملاصدرا از علم‌آموزي، مردن از مرتبه پست، و زندگي در مرتبه بالاتر است؛[3] همان تعبيري که مولوي نيز در مثنوي بيان کرده است:

 
از جمادي مُردم و نامي شدم
 
و ز نما مُردم به حيوان بر زدم
مُردم از حيواني و آدم شدم
 
پس چه ترسم کي ز مُردن کم شدم
حملۀ ديگر بميرم از بشر
 

تا برآرم از ملايک پرّ و سر[4]

 

در واقع آدمي در آغاز تولد، استعداد کسب تمامي معقولات را دارد و مي‌تواند اين استعداد را به فعليت رسانَد و خود، عالَم عقلي گشته، به خداوند تشبه يابد:[5]

 
وز ملک هم بايدم جستن ز جُو
 
کل شيء هالک إلا وَجهَه
بار ديگر از مَلَک قربان شوم
 
آنچه اندر وهم نايد آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون
 

گويدم که إنّا إليه راجعون[6]

 



[1]. ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ص 267 ـ 266.

[2]. همو، شرح اصول الکافي، ج 2، ص 9 ـ 8.

[3]. همو، مبدأ و معاد، ص 316.

[4]. مولوي، مثنوي معنوي، دفتر سوم، بيت 3903 ـ 3901.

[5]. پس معلوم شد که عقلِ هيولاني [= نفس آدمي در ابتداي خلقت]، عالَم عقلي بالقوه است که از شأنش آن است که به هيئت کل متصور گردد و به مبدأ کل [= خداوند] تشبُّه حاصل نمايد؛ به اين نحو که جميع معقولات، او را حاصل گردد به قبول؛ چنان‌که حق اول را ثابت است به طريق فعل، و گاهي اين حصول انفعالي که براي او حاصل مي‌شود، با حصول فعلي که حق اول راست، متحد مي‌گردد؛ زيرا که بناي اِنيت موهومش منعدم، و جبَل هويت متخيلش متلاشي مي‌گردد. (صدرالدين شيرازي، مبدأ و معاد، ص 316)

[6]. مولوي، مثنوي معنوي، دفتر سوم، بيت 3906 ـ 3904.

 
 

 
    صفحه اصلی

    مشخصات من


    سوابق تحصیلی


    عناوین پایان نامه


    توانایی و تخصص ها


    سوابق مدیریتی و اجرائی


    سوابق تدریس


    راهنمایی پایان نامه ها


    کتاب ها


    مقاله ها


    لیست انتشارات


    دانلود


    تماس با من

دانشگاه تبریز IT مرکز
کلیه حقوق این سایت مربوط به شرکت مهندسی ایمن پرداز آذر می باشد